یادواره شهدای سال 1390 با گستردگی و زحمات فراوان خیلی از بچه ها که صادقانه و خالصانه کار کرده بودند پایان یافت  اما امسال حال و هوای دیگری بعد از یادواره بر دلهای مشتاق حاکم بود ، یک روز بعد از یادواره شهدا بود که گنبد سفید و ترک برداشته امامزاده که نشان از پیری و کهنسالی آن داشت با تصمیم قبلی بسیاری از مردم که آرزوی بازسازی و تجدید بنای آن را داشتند ولی میراث فرهنگی نمی گذاشت کلنگ تخریب بر آن زده شد، خداحافظی با نشانی از روستا که هر روز چشممان بر آن می افتاد سخت و دلگیر بود و اشکها را برای آرامش درون در دیدگان حضارش میهمان می کرد اما  در اعماق قلبها از اینکه بعد از سالیان دراز که گرد خرابی و کهنگی بر تن و جان این امامزاده که همگان باب الحوائجش می خوانند نشسته و اینک با تصمیم همگانی به امید خدا آباد خواهد شد نشاطی آرامش بخش را هدیه می داد، عده ای در گوشه و کنار مخالف تخریب بودند اما در مقابل عزم جزم همگان توان سخن نداشتند ، البته آنها هم ماندگاری میراث کهن این نشان ارزشمند را مایه مباهات دانسته و با تخریب آن مخالف بودند اما  واقعیت آنست که  آنکه را عزیز می داری از خرابی و کهنه ماندنش ناراحت و محزونی ، و از اینکه این میراث کهن که چندان هم قدمت بالائی ندارد هر روز بر شکستگی ها و فروریختگی هایش افزوده می گردد و صاحبش چنین غریب و تنها است قلبت سراسر آلام و درد می گردد ، و شاید اگر می خواستند همه چیز قدیمی را فقط برای مخروبه شدن نگاه دارند و عبرت می بایست خانه کعبه هر روز خرابه تر می شد هیچکس برای زیبائی و سربلندیش دست از آستین بیرون نمی برد و همچنین است برادر بزرگوار امامزاده عبدالرحمن (ع) که در مشهد الرضا سلطان خراسان است و بزرگ ایران.

حالا بعد از هموار شدن مقبره این امامزاده عده ای به دنبال ساخت آن مجدانه تلاش می کنند و هر کس که می تواند می خواهد برای آباد شدنش قدمی بردارد و اینک یک یا علی می خواهد.