معرفی روستای خرق (خرق گنجینه ای در دل طبیعت)
موقعیت جغرافیائی:
روستای خرق در 60 کیلومتری شهرستان فاروج واقع در خراسان شمالی و دهستان سنگر قرار دارد و از طرف دیگر در 50 کیلومتری شهرستان اسفراین واقع شده است ، آب و هوای این روستا معتدل کوهستانی است.
روستای خرق از طرف شرق به روستای آرمود آقاجی و آق چشمه و از طرف غرب به آغچ ، بیش اباد، بام،قارضی، کلاته ، آق قلعه و قوچغر متصل می باشد، روستاهای طرف غرب از توابع شهرستان اسفراین می باشند، این روستا از طرف شرق به کوهستان و از طرف غرب به دشت منتهی می شود، وضعیت راه این روستا به این گونه است که از طرف فاروج نزدیک 45 کیلومتر آسفالت شده (تا روستای بیرگ) و از طرف اسفراین تا بام آسفالت شده است.
جمعیت ثابت این روستا 350 خانوار شامل 1300 نفر می باشد که از این تعداد 95 درصد باسواد هستند و دارای دو مدرسه ابتدائی و راهنمائی می باشد.
مردم روستای خرق به زبان ترکی تکلم می کنند.
روستای خرق در زمستانها هوای بسیار سرد و سوزناک و برف و باران فراوانی را داراست و در تابستان ها هوای معتدل و نسبتا گرمی را دارد.
در روستای خرق رودخانه ای وجود دارد که از وسط روستا می گذرد و به دشت و باغ آب می رساند، سرچشمه این رود از چشمه های متعددی است ولی چشمه ای به نام اقلان قیز (پسر و دختر)است که سرچشمه ی اصلی این رودخانه به شمار می آید.
روستای خرق از چند موقعیت مختلف ساخته شده است که به ذکر آنها می پردازیم ؛ تعدادی از خانه های روستا به صورت پلکانی و به طرف آفتاب قرار دارند و تعدادی به صورت طولی در امتداد رود ، و تعدادی از خانه ها نیز در اطراف امامزاده روستا متمرکز شده اند و به تدریج به تعداد خانه ها افزوده شده است تا خرق امروزی به وجود آمده است.
روستای خرق از 5 منطقه مهم ساخته شده است : منطقه قلماق که در ابتدای روستا از طرف غرب است ، منطقه کمر که در مرکز روستا قرار دارد و تمام راههای روستا به آنجا منتهی می شود، منطقه ی نارین قلعه که در سمت جنوب شرقی قرار دارد، منطقه باغ که در سمت شمال شرقی قرار دارد و در میان باغ و درختان بید است که رودخانه اقلان قیز از آن می گذرد ، منطقه ی قاراداش که نام آن از نام سنگی که در آن محل قرار داشت گرفته شده است ، اکنون آن سنگ توسط سارقین به صورت شبانه و مخفیانه از روستا خارج گریدیده است.
بلندترین کوه خرق معروف به کامی بند است که ارتفاع آن 3590 متر است و در منطقه ای به نام داغ(گاو خرق) در شمال شرقی خرق قرار دارد در این ناحیه به علت بارش برف و باران بیشتر چراگاه های بسیار انبوهی وجود دارد که منبع تغذیه دام های روستا می باشد ، موقعیت جغرافیائی خرق طوری است که در دورترین فاصله از شهرستان فاروج قرار دارد اما با همه ی اینها خرق دارای تجهیزات و امکانات بسیاری است که همه اینها مدیون شهدا و جانبازان این روستا می باشد ، روستائی با این موقعیت جغرافیائی که از دو شهرستان مجاور یعنی اسفراین و فاروج دور است رفت و آمد برای دانش آموزان خرقی و مردم بسیار سخت و دشوار است ، راه روستای خرق به مدت بیست سال است که در دست احداث می باشد ولی هنوز احداث نشده است و از شهرستان تا روستای بیرگ آسفالت است اما بقیه راه خاکی می باشد ، تمامی مردم روستای شهید پرور خرق از مسئولین مربوط به این کار خواهشمند ند که به این موضوع توجه کنند.
شغل افراد این روستا؛
بیشتر اهالی به زراعت ،باغداری ،دامداری و گاوداری ، نجاری و مغازه داری مشغول هستند ، از محصولات زراعی می توان گندم،جو،یونجه، شبدر،نخود،عدس،لوبیاو سیب زمینی را نام برد .
وضعیت باغداری در روستای خرق:
محصولات باغی روستا شامل بادام،گردو،گیلاس و آلبالو،زردآلو،سیب،گلابی و گوجه سبز می باشد، آب این باغات از رودخانه و قناتها و استخرهائی که بر روی چشمه ها ساخته شده است تامین می گردد.
سالانه محصولاتی مانند بادام و گردو در حدود 110تن می باشدکه از محصولات دیگر روستا زیادتر است.
وضعیت کشاورزی و دامداری:
آب مورد نیاز کشاورزی از رودخانه روستا تامین می شود ، کشاورزی در روستای خرق بسیار رونق دارد و گندم وجو فراوانی کشت می شود، زیرا در 50 هزار هکتاراز زمینهای هموار خرق دشت این گندم و جوها کشت می شود، سالانه 200 تن گندم و 500 تن جو در آمد این روستا می باشد.
در این روستا تعداد مردمی که دامداری می کنند بسیار زیاد است ، تعداد گوسفندها ی این روستا در حدود 3500 راس می باشد و برای چرا آنها را بعد از درو گندم و جو به دشت می برند.
وضعیت زنبورداری و مرغداری :
در روستای شهید پرور خرق تعداد کندوها به بیش از 600 کندو می رسد که خود کارگاههای چوب بری موجود در این روستا این کندوها را تولید می کنند، که از اول بهار کار خود را شروع می کنند و در پائیز محصول عسل کندوها را برداشت می کنند، میزان برداشت عسل به یک تن در سال می رسد که برای فروش به شهرها و شهرستانهای اطراف فرستاده می شوند.
در این روستا یک مرغداری صنعتی می باشد که وقتی از روستای آرمود اقاجی به سمت خرق می آئیم در مسیر راه این مرغداری را می بینیم که دارای بیش از 1000 مرغ تخمی در آن می باشد و سالانه در حدود سه تن تخم مرغ محلی تولید می شود و این غیر از مرغداری های خانگی می باشد که مصارف خانواده ها را تامین می نماید.
پرورش ماهی:
در مسیر رودخانه اقلان قیز استخر پرورش ماهی شامل ماهیهای گرم آبی احداث و به بهره برداری رسیده است، که البته به خاطر شکل سنتی چندان درآمد زائی ندارد.
فعالیتهای تولیدی این روستا:
از این نوع فعالیتها می توان به 13 کارگاه چوب بری صنعتی اشاره نمود که تعدای از آنها به ساخت کندوی عسل مشغولند و تعدادی به ساخت درب و پنجره های چوبی و مابقی چوب مورد نیاز شهرستانهای اطراف را تامین می کنند که چوب مورد نیاز خود را از خود روستا و شهرهای گرگان و بجنورد و ... تامین می نمایند.
صنایع دیگر :
از صنایع دیگر روستا می توان به قالی بافی و گلیم بافی اشاره کرد که سالانه چندین تخته قالی برای فروش به بازار عرضه می گردد.
خرق از نظر امکانات آموزشی ، بانکی :
روستای خرق از نظر آموزشی دارای دو مدرسه ابتدائی و راهنمائی می باشد که به علت کمبود دانش آموز دبیرستان روستا تعطیل شد که دانش آموزان مجبورند در مقطع دبیرستان برای ادامه تحصیل به شهرستانهای اطراف مراجعه کنند .
از نظر امور بانکی دو شعبه موسسه عسگریه و پست بانک در این روستا موجود است که خدمات بانکی و اداری مربوط را انجام می دهند.
امکانات ورزشی:
زمین فوتبال خاکی در حدود 500 متری روستا علاقه مندان به این رشته را به خود جذب می کند که مسابقات فوتبال بین روستاهای اطراف در این مکان برگزار می شود، همچنین سالن سر پوشیده چند منظوره ورزشی نیز که به تازگی به بهره برداری رسیده هر روز شاهد حضور ورزشکاران و جوانان روستا می باشد که با شور و شوق به آنجا می روند.
امکانات بهداشتی:
این روستا دارای یک خانه بهداشت در وسط روستا می باشد که در سال 1358 به وسیله جهاد سازندگی احداث شد که زیر نظر مرکز بهداشت در روستای باش محله می باشد که در هفته یک روز دکتر مربوط به اینجا مراجعه و به مداوای بیماران می پردازد که متاسفانه این خانه بهداشت با وجود جمعیت فراوان روستا دارای امکانات محدود بوده و جوابگوی نیاز اهالی نمی باشد.
وضعیت راههای ارتباطی:
از لحاظ راه با مشکلات فراوانی طی این سالها مواجه بوده است ، زیرا راه ارتباطی خرق به فاروج در حدود 17 کیلومتر جاده خاکی و پر چاله و چوله است و از طرف جنوب حدود 8 کیلومتر راه ارتباطی خرق به بام هم خاکی و در وضعیت نامطلوب می باشد ، همچنین راههای ارتباطی با روستاهای اطراف هم خاکی و کم عرض بوده و در زمستان و در فصل بارشهای زمستانی و بهاری با مشکل عبور و مرور مواجه است.
حمام روستا:
حمام روستا به صورت مجزا برای آقایان و خانمها می باشد که با تلاش خود اهالی روستا و با تخریب حمام قدیمی احداث شد که هر سمت آن دارای 10 دوش شستشوی سر پائی و امکانات معمول می باشد.
امامزاده عبدالرحمن بن موسی بن جعفر (ع) روستای خرق:
این بقعه مبارک در وسط روستا(و جنب گلزار شهدای هشت سال دفاع مقدس) مشهور به امامزاده عبدالرحمن قرار دارد که بنای قدیمی آن مربوط به دوران صفویه است که شامل ایوان و گنبد ،ضریح و صحن می باشد ، ایوان بقعه در جانب جنوب شرقی واقع شده به ابعاد 20/1 در 5/4 متر با ارتفاع 5 متر با تاقهای رومی که درب آهنی به داخل شبستان دارد بعد از عبور از ورودی شبستان کوچکی به ابعاد 7 در 2 متر می رسیم که دارای تاقهای رومی و قوسی است که در بالای آن یک پنجره مشبک شکل تعبیه شده و در سمت راست مدخل زیارتنامه ای به خط هاشم حسینی نژاد به تاریخ 22 بهمن ماه 1363 بر دیوار بقعه نصب شده است ، اصل بنا به شکل مستطیل به ابعاد 8 در 11 متر که شالوده آن با سنگ لاشه و گچ و گل ساخته شده که در سالیان اخیر جهت استحکام بنا از سیمان نیز استفاده شده است، در جانب شرقی بقعه 7 پلکان جهت ارتباط به پشت بام وجود دارد ، بقعه ای از داخل به شکل 8 ضلعی است و هر یک از محرابچه ها به طول یک متری و 8 ضلعی تبدیل نموده ، ارتفاع محرابچه 1صفه به بیش از 3 متر و بیست سانت می رسد که با کمک گوشواره هائی به دایره تبدیل شده است و گنبد را استوار ساخته ، گنبد خانه چلیپائی دارد که گنبد دو درپوش مدور آن 12 متر از سطح زمین ارتفاع دارد این گنبد از داخل به صورت عرقچینی به قطر 6 و ارتفاع 4 متر به صورت شلمچی به ارتفاع بیش از 6 متر و نیم می باشد ، زیر پوسته پائین گنبد و فیل پوشهائی با گچ کاری و گاه مقرنس کاری شده ، بخشی از طاق نماها ی داخل به رنگ آبی با طراحی های گیاهی مختلف به سبک محلی نقاشی شده که بر اثر رطوبت زیاد بخشهائی از آن از بین رفته است ، تمامی دیوارهای بقعه یادگاری با مداد و زغال و اشیاء تیز نوشته شده و بر دیوار بقعه نقاشی های زیبائی به صورت شمسه در زمینه ی آبی به چشم می خورد در ساقه گنبد تعداد 4 پنجره جهت نورگیری و تهویه هوا طراحی شده که ظاهرا قبلا چوبی مشبک بوده.
نمای خارجی گنبد با سیمان سفید پوشش یافته و پس از گچ کاری در ساقه گنبد شعارهای انقلابی نوشته شده است .
|
|
در همین روستا موقوفاتی جهت تعمیر امامزاده است از جمله باغهای گردو و باغهای میوه موجود است. این بنا به شماره 5946 در فهرست آثار تاریخی و ملی به ثبت رسیده است (مطالب تهیه شده از کتاب مزارات فاروج نوشته آقای )
تاریخچه ورود امامزاده از زبان اهالی(مشهورترین تاریخچه شفاهی):
به صورت خلاصه از داستانهاي شفاهي كه به صورت سينه به سينه نقل شده و از بزرگان به ما رسيده است اينگونه نقل شده است كه حضرت عبدالرحمن فرزند حضرت امام موسي كاظم (ع) برادر حضرت امام رضا(ع)بعد از فرار از دست دشمنان اهل بيت در راهي طولاني به مكاني در نزديكي جايگاه فعلي روستاي خرق ميرسند و از شدت خستگي در كنار سنگي مي نشينند و به قول راويان شمشير خود را بر بالاي سنگي قرار داده و با خود مي گويند كه اگر به ضرب تيزي شمشير سنگ به دو نيم شود از دست دشمنان خلاص خواهم شد و در غير اينصورت به شهادت خواهم رسيد ، اما سنگ تا حدي زخم شمشير برداشته و به دو نيم نمي شود قابل توضيح است كه آن سنگ كه رد شمشير گونه اي بر روي آن است هم اكنون نيز در همان مكان وجود دارد و خود به عينه ديده ام ، ايشان بعد از حركت از آن مكان به جاي روستاي فعلي مي رسند و با نزديك شدن دشمنان در پشت سنگي سياه و بزرگ پناه مي گيرند اما دشمنانشان او را يافته و در همانجا وي را به شهادت مي رسانند ،كه آن سنگ سياه بزرگ نيز مورد تقدس و احترام مردم بود كه متاسفانه چند سال پيش شبانه و مخفيانه افرادي سود جو به دلايل نا معلوم با جرثقيل آنرا به غارت بردند و هنوز هم مردم هر گاه به ياد آن مي افتند آهي از نهادشان بر مي خيزد.بعد شهادت آن امام بزرگوار را در نزديكي همان محل و در مركز روستاي فعلي به خاك مي سپرند و اينك دلسوختگان و عاشقان آن امام وي را در اين مكان زيارت نموده و حاجات خود را مي طلبندو بارها شاهد برآورده شدن حاجات خويش توسط اين امام غريب بوده اند ،در گذشته زائران بسياري از طراف به اين مكان مشرف مي شدند اما اكنون با گذشت سالها و بي توجهي مسئولان ذي ربط اين مكان به خاطر نداشتن امكانات رفاهي و زائر پذير در غربتي سخت مانده و غبار فرسودگي و كهنه بودن بر اندام ساختمان و بارگاهش نشسته و ما به اميد آنكه روزي برايش قدمي برداريم هر روز با شرمي بزرگ از كنارش گذر كرده و سلامش مي دهيم.
تاریخچه ای از زندگانی و ورود حضرت به این مکان از زبان روحانی جلیل القدر حاج آقای قوام حسینی که در تابلوئی در ورودی امامزاده نصب شده است:
به روایت بحر الانساب بعد از تشریف آوردن علی بن موسی الرضا (ع)به خراسان سید میر احمد،شاه چراغ،برادر علی بن موسی الرضا(ع)با هفتصد نفر به دو فرسنگی شیراز آمدند و شهید شدند این خبر به علی بن موسی الرضا(ع)رسید و آنحضرت نامه ای به بقیه فرزندان موسی بن جعفر (ع)فرستاد،چون نامه رسید فرزندان موسی بن جعفر با فرزندان امام زیت العابدین و فرزندان امام محمد باقرو فرزندان امام صادق(ع) تماما جمع شدند که عددشان دوازده هزار و ششصد نفر شدند ،رئیس ایشان ابراهیم ابوالجواب بود که جهت ابوالجواب شدن ابراهیم این است که وقت حرکت از مدینه قرار شد بروند به روضه پیغمبر و جدشان سلام دهند جواب هر کس را پیغمبر داد او رئیس آنها باشد ،تماما سلام دادند جواب نیامد ،چون ابراهیم سلام کرد جواب برآمد و علیک السلام یا ولدی،لذا ابوالجواب شد و همگی به شهریار و سار و قمیش آمدند ،به مامو ن خبر رسید ،مامون به والی سمنان که قلتق نام داشت نوشت که فورا جلو آنها را بگیرد و هر که نسبتی با بی تراب دارد تمام آنها را بکشد ،لذا از سمنان چهل هزار لشگر اطراف آنها گرفتند و مشغول جنگ شدند نزدیک بود که لشگر سمنان شکست بخورد و لی از قزوین بیست هزار و از اطراف دیگر هم قریب صد هزار لشگر به کمک لشگر سمنان آمدند و در نتیجه تمامی آنها را به شهادت رساندند به غیر از هفتاد نفر که فرار کردند از این هفتاد نفر دو نفر آمدند به کندر و قرنان و در قرنان مجروح شدندو به کندر باز گشتند در آنجا از کوچه گهواره تراش عبور می کردند که مردی حلوا فروش که از دوستان ایشان بود آنها را به خانه اش برد مدت سه شبانه روز در خانه او بودند که خارجیان کندر فهمیدند و آنها را گرفتند و به شهادت رسانیدند به روایت بحر الانساب یکی از این دو نفر حسین بود و یکی ابوالحسن ،روایت بحرالانساب در اینجا تمام می شود ولی جنات الخلود و شرح ارشاد مفید می نویسد عبدالرحمن فرزند امام موسی بن جعفر است ،حال اینجانب آنچه از بزرگان خودمان شنیده ام علی الخصوص از حاج میرزا باقر آقا که می گفتند قرنان همان قرمانلو می باشد و پنگ دره همان گاو خرق بوده و میان دو دره شهر بوده و کوچه گهواره تراش در میان شهر بوده تا وقتیکه این بزرگوار را در خواب می بینند که می فرمایند من عبدالرحمن فرزند موسی بن جعفر هستم وقتی که قبر ایشان را می کنند علامتها دیده می شود از جمله سنگ بزرگی پیدا می شود که به خط کوفی نوشته شده بود و کسی نتوانسته بخواند و آن سنگ در پی دیوار می گذارند ، این بزرگوار خیلی اذیت و آزار کشیده و مظلوما شهید شده است لذا مومنین و مومنات از زیارت این بزرگوار غفلت نکنند که ثواب بسیار دارد و حاجتشان را از ایشان بخواهند بدون شک برآورده خواهد شد .
خلاصه ای مطالب در مورد شهیدان روستا:
|
|
اسامی این شهیدان که عبارتند از :
شهید اول امامزاده عبدالرحمن ، شهید سید مصطفی آزاده، شهید سید حیدر موسوی،شهید سید محمد تقی زاده،شهید محمود آزاده، شهید سید محمد حمیدی،شهید سید عبدالرزاق ابراهیم نژاد،شهید سید محمد نادمی،شهید سید حسن حمیدی ، شهید سید جلیل هاتفی ، شهید سید محمد تقوی، ذشهید سید موسی کریمیان، شهید رمضانعلی باوفا، شهید عباس صبوری،شهید کرم شکوری،شهید محمد علی رحمانی،شهید یحیی ناصری،شهید غلامرضا اسماعیلی،شهید احمد اردنجی، شهید مرتضی مهاجری،شهید احمد خرقی،شهیدمهدی بادسار،شهید تقی خرمی، شهید صفدری ، شهید غلامی و جانباز شهید ابوالقاسم سجادی.
که همه ساله جهت نکو داشت نام و یاد این شهیدان یادواره شهدائی از طرف مردم در حد کشوری برگزار می گردد ،
یادشان گرامی و راهشان پر رهرو باد.
طبیعت روستا:
می توان به منطقه مشهور به «زوُ»اشاره کرد که آب رودخانه از این مکان سر چشمه می گیرد و مسیرش به سمت جنوب روستا می رود و در کنار این رود استخر پرورش ماهی قرار دارد ، همچنین می توان به منطقه داغ «گاو خرق» اشاره نمود که در فاصله سه و نیم کیلومتری شمال غربی روستا قرار دارد که کوههای آن به ارتفاع 3390 متر از سطح دریا ارتفاع دارد، که در آنجا چشمه های فراوانی وجود دارد که باعث رویش چمنزارهای سرسبز و زیبائی گردیده است ، از مناطق دیگر سرسبز و پر از درختان گوناگون می توان به منطقه ی شمال شرقی روستا با نام «باغی» اشاره کرد که دره ای به طول حدود 5 کیلومتر سراسر باغات انگور و درختان میوه می باشد که آب این مکان از بالاترین قسمت آن معروف به چمنزار کهنه «قرّه النگ»تامین می گردد ، همچنین باغات مختلف و یونجه زارهای وسیع این روستا قسمتی بزرگ در سمت جنوبی روستا تا دل دشت را می توان یاد کرد که تا قسمتی از آن راه ارتباطی خرق به بام از میان آنها می گذرد.
منطقه ی دیگر این روستا که زمینهای بادام زار دیم آنجا را تشکیل داده در قسمت شرق روستا و در مسیر راه خرق به کلاته قرار دارد که کلا زمینهای بادام است ، و دیگر مناطق طبیعتی روستا که در اطراف و اکناف قرار دارد قالباً زمینهای یونجه زار دیم بوده که سالانه دو مرتبه محصول آن توسط کشاورزان برداشت و برای علوفه دامها ذخیره می شود.
مناطق گردشگری و تاریخی :
1- امامزاده عبدالرحمن بن موسی بن جعفر (ع)که در وسط انگشتری روستا همچون نگینی ارزشمند با آثار ساخت قدیمی از دوره های قبل چشم هر بیننده ای را در ابتدای ورود به روستا به خود جذب می کند که توضیحات آن در قسمت امامزاده به سمع و نظر رسید.
|
|
و در فصل بهار و تابستان جهت زراعت و کشت و کار بیرون می آمدند ، که آثار و بقایای ساکنان آنجا در سالهای قبل از انقلاب توسط اهالی و همچنین افراد سود جو به شکل ظروف طلا و طلاجات دیگر و گنجینه های قدیمی پوشیده در دل خاک بیرون آمده و به فروش و به سرقت رفته که هنوز هم گاهاً مشاهده می شود که افراد سود جو برای پیدا کردن آثار تاریخی و قیمتی به کندو کاو مخفیانه می پردازند ، این غار که از قسمت قله ی کوه شروع می شد به گفته ی برخی که تا انتهای غار رفته بودند به زیر همین روستای فعلی میر سیده که شاید در حدود یک کیلومتر داخل کوه را شکافته بوده اند،این کوه در کنار کوه سنگی معروف به «دولت حصاری» از جاذبه های دیدنی و زیبای روستا می باشد.
3- آسیابهای آبی قدیمی:
از دیگر مناطق دیدنی و گردشگری می توان به باقی مانده آسیابهای آبی قدیمی اشاره کرد که در کنار رودخانه و در مسیر آب در سالهای بسیار دور تشکیل شده بودند و کار آرد نمودن گندم و جو اهالی منطقه را انجام می داده اند که به بیش از 5 آسیاب می رسید و اکنون فقط تعدادی از سنگهای آن به جا مانده که نشان از تلاش و همت اهالی این روستا بوده است.
4- آبشار دره قزل زو:
از مناطق تفریحی می توان به آبشار موجود در در ه ای معروف به قزل زو اشاره نمود که آب از چشمه ای در بالای کوه نشات گرفته و با سرازیر شدن از کوه منظره جذاب و جالبی را ارائه می دهد.
|
|
آداب و رسومات
الف ) آداب و رسوم عزاداری ها :
1- آداب و رسوم عزاداری محرم :
با نزديك شدن محرم همه جا حال و هواي عزا گرفته و آنچنان در ماتم فرو مي رود كه از در و ديوار مي بارد غمنامه عاشورا،
شروع محرم و ادامه آن در اين روستا نيز همچون تمام ايران اسلامي داراي برنامه هاي خاص و نزديك به هم مي باشد كه نيت و قصد همه و همه براي رضاي حق تعالي بوده و حاكي از اندوه واقعي دلهاي طرفداران حق و حقيقت.
روز قبل از محرم به هنگام عصر مراسم تزئين عَلَم برگزار مي گردد ، عَلَم يا همان بيرق داراي چوب بلندي در حدود شش يا هفت متر مي باشد كه بر سر آن قطعه فلزي شايد شبيه به كف دست كه چند شاخه بر آن افزوده شده است مي باشد كه در اتمام دهه محرم تمام پارچه هاي آنرا باز كرده اند و با شروع محرم با سبك خاصي شالها و پارچه هاي رنگين را معطر نموده و به سر بيرق در قسمت اتصال چوب و سر آن گره مي زنند كه البته آن هم استاد كاري خاص خود را مي طلبد ، و بر قامت چوب بلند كه چوبي از تير سپيدار و ... مي باشد مي پوشانند.
كه معمولا در همان روز مسجد ها را نيز مرتب و تميز كرده و پارچه هاي مربوط به محرم را از در و ديوار آن آويزان نموده و به اين ترتيب با صلوات مسجد را آماده عزاداري هاي محرم مي نمايند ، از شب اول شور و شوقي براي عزاداري در دل همه بر پا مي گردد و هر پنج مسجد روستا جمعيت قابل توجهي را در خود مي بينند ،
با شروع محرم ظهرها در تمام مساجد نهار به صورت عمومي آماده است كه قبل از نهار عزاداري و روضه بر پا مي باشد و شبهامعمولا ساعتي بعد از نماز مردم به مساجد رفته و بر بالاي منبر روحاني محل روضه خوانده و بعد از آن سينه زني و زنجير زني آغاز مي گردد ، كه سالهاي پيش فقط به صورت سينه زني بود و از نوحه هاي تركي بيشتر استفاده مي شد اما با بروز امكانات جديد زنجير زني با طبل و ... بر پا مي گردد و ساعتهابه طول مي انجامد ، اما مهمترين روزهاي عزاداري همان روزهاي تاسوعا و عاشورا است كه با آمدن جمعيت فراوان از شهرها مساجد پر از جمعيت عزادار مي گردد و هر روز يك مرتبه پنج هيئت پنج مسجد روستا در صحن امامزاده كه در مركز روستاست گرد آمده و همه با هم به عزاداري مي پردازند كه ساعاتي به طول مي انجامد و چه قدر باشكوه است ، پنج بيرق كه شبيه هم هستند و فقط رنگ آنها با هم فرق مي كند و نشان هر مسجدي است بر ورودي مرقد امامزاده تكيه داده مي شوند و هر كه نذوراتي دارد به هر كدام از آنها شامل پول و پارچه مي بندند ، ساليان پيش كه شبيه خواني به رسم آن زمان با اجراي چند تن كه تسلط كامل داشتند در دو روز و دو قسمت روزهاي تاسوعا و عاشورا اجرا مي شد و فقط در محوطه قديم ترين مسجد (مسجد محمديه) اجرا مي شد و تمام هيئت ها بعد از امامزاده به آنجا آمده و سينه زني مي كردند و بعد از عزاداري همه به تماشاي شبيه خواني محلي كه طرفدار زيادي داشت مي نشستند ، اما در سالهاي اخير كم كم از برنامه خارج شده و با فوت يا كهولت سن آن افراد اين برنامه تعطيل گرديد .
اكنون طبق رسومات ساليان قبل كه البته تفاوتهاي زيادي در آن ديده مي شود در روز تاسوعا بعد از صرف نهار كه معمولا «هليم»ميباشد هيئت های مساجد آماده شده و به سوي امامزاده حركت مي نمايند و هر كدام با بيرق خود كه در جلو هيئت حركت مي كند با خواندن نوحه و زنجير زني به دور امامزاده طواف مي نمايند و در محوطه آن گرد هم آمده و عزاداري مي كنند و بعد از روضه اي كه در مصيبت اباعبدا... و يارانش خوانده مي شود، دوباره هيئت ها به مساجد بر ميگردند ، كه البته هر كسي كه نذوراتي كه معمولا قرباني كردن گوسفند است در جلو هيئت خاصي را با مراجعه هيئت به در منزلش انجام مي دهد ، شب هنگام نوائي از كوچه پس كوچه هاي روستا در تا ريكي به گوش مي رسد كه با خواندن اشعار سوزناكي راهي مكانهاي خاصي هستند ،معمولا طبق سنت مراسم «حسين من يا الله»در شب عاشورا برگزار است و گروههائي كه در دو دسته هستند براي شام به خانه ميزبان رفته و در تاريكي كوچه ها اشعاري را مي خوانند و چون تعداد شام دهندگان زياد است ممكن است دسته ها چندين جا براي شام بروند ،معمولا تا نيمه هاي شب هم دسته هائي در كوچه ها و محله هاي مساجد خود با خواندن اشعاري به در خانه ها رفته و براي مسجد كمك هاي نقدي جمع آوري مي كنند كه مردم به مراجعه كنندگان غير از پول ، خوراكي هائي هم ميدهند .
در روز عاشورا همانند روزهاي قبل بعد از نهار و عزاداري در امامزاده كه ساعتها طول مي كشد به مساجد برگشته و جهت نماز آماده مي شوند ، اكثرا در اين شب شام در مساجد هست و از هر مسجد هيئتي به مسجد ديگر دعوت مي گردد و اين دسته با خواندن اشعار شام غريبان كه با اين بيت آغاز مي گردد(شام غريبان سحر ندارد آه يتيمان اثر ندارد) رهسپار مسجد ميزبان مي گردند و به هنگام وارد شدن به مسجد سوز و غم عجيبي بر همه وارد شده و با خاموش كردن برقهاي مسجد همه در تاريكي به ياد اسيران و يتيمان امام حسين(ع)در تاريكي ها و ويرانه ها اشك مي ريزند و سينه مي زنند ، اين مراسم بعد از حدود نيم ساعتي با خواندن روضه شام غريبان توسط روحاني مسجد به پايان رسيده و شام صرف مي شود ،
شب هم هيئت ها در مساجد جمع شده و معمولا در تاريكي و با روشن كردن شمع سينه زني مي كنند و نوحه مي خوانند و تا نيمه هاي شب ادامه پيدا مي كند ، كوچه پس كوچه هاي روستا در در سكوت و تاريكي نواي حزيني بر خود از دسته ها را مي شنود كه به درب خانه هاي نذر كنندگان مي روند ،
و ايام محرم مساجد چه با شكوه و پر رفت و آمد هستند به طوري كه پنج مسجد روستا كه بسيار وسيع و غالبا در دو طبقه هستند گاهي جا براي نشستن ندارند ،و اين از بركت و رحمت خداوند در اين ماه زيباست .
2- آداب و رسومات عزاداری فوت شدگان:
بعد از فوت شدن یک نفر در این روستا و بعد از تشریفات کفن و دفن ازهمان روز مجلس تعزیه برگزار می گردد و در سومین روز مجلسی به همراه نهار برای میهمانان ترتیب داده می شود که بعد از مجلس همه از مسجد به سوی قبرستان روستا که همان صحن امامزاده می باشد رهسپار می گردند و برای اموات و مخصوصاً تازه فوت شده فاتحه می خوانند ، و تا چهل روز تعدادی از اطرافیان مرحوم و تعدادی از مردم روستا هر روز بعد از ظهر جمع شده و بر سر مزار فوت شده جهت فاتحه و اخلاص حاضر می شوند ، و هر شب برای تصلای دل بازماندگان از اقوام و خویشان به خانه مرحوم رفته و سعی می کنند تا روز چهلم خانواده آن مرحوم را حتی یک شب تنها نگذارند در روز چهلم در گذشت مرحوم مجلس تر حیم با قرآن خوانی و روضه خوانی برگزار و نهار برای میهمانان مجلس داده می شود و بعد از آن همگی بر سر مزار مرحوم گرد هم می آیند که مراسم سالگرد هم به همین شکل برگزارمی گردد ، نکته قابل توجه در این موضوع این است که گذشته از توجه به خیر و خیرات برای درگذشته اقوام و خویشان و اهالی سعی در توجه خاص به بازماندگان درگذشته دارند تا غم مصیبت وارد آمده بر آنها سخت نباشد مانند آوردن لباس سفید به نزدیکان مرحوم بعد از چهلم و سر زدن به خانواده.
ب) رسومات مربوط به ماه مبارک رمضان
در ماه مبارک رمضان مردم توسط شبیه خوانها که در ایام گذشته افرادی بالای مساجد و پشت بام ها می خوانندند و اینک در بلند گوهای مسجد اشعاری می خوانند از خواب برای سحری بیدار می شوند و بعد از سحری و دعا و مناجات به کارهای روزمره خود که کشاورزی و دامداری و ... می باشد مشغول می شوند ،در شبهای قدر مردم در مساجد جمع می شوند و به عزاداری شهادت مولی متقیان حضرت علی(ع) و دعا و نیایش مشغول می گردند و این کار تا نزدیک سحر ادامه دارد که در انتهای این برنامه با گذاشتن قرآن بر سر و استغاثه و تضرع به درگاه الهی برنامه شبهای قدر به پایان می رسد ، در روز آخر ماه رمضان اهالی برای دیدن هلال ماه به پشت بام ها می روند و دقایقی را به آسمان تماشا می کنند و در روز عید فطر بعد از یکماه روزه داری و طاعت و بندگی به شکرانه در بند کشیدن شیطان نفس اهالی به باغها و به دل طبیعت می روند و با شادمانی این روز را سپری می کنند و اینگونه ماه رمضان به پایان می رسد.
ج) رسومات عید نوروز:
یکی از اعیاد عید نوروز است که در روستا به شکل ویژه ای برگزار می شود، هنگامی که سال تحویل می شود مردم به زیارت امامزاده عبدالرحمن می روند و با تحویل سال و بعد از زیارت به دید و بازدید اقوام راهی می شوند، و معمولا در روز اول عید مردم دسته دسته به خانه های خانواده های شهدا و خانواده های درگذشتگان سال قبل جهت تصلی دل می روند ، در این روزهای تعطیل عید روستا جمعیت زیادی از شهرها را به خود پذیرا می شودو مغازه ها رونقشان بیشتر می شود ، بچه ها در این ایام به بازیهای محلی خود می پردازند و بسیار شاد و خوشحالند ، در روز سیزدهم (سیزده به در) مردم به مناطق گردشگری روستا و دیگر مزارات اطراف می روند و برای آنها خاطره ای بیاد ماندنی بر جا می ماند.
د): عید قربان:
در روز عید قربان در این روستا معمولا هر چند خانواده با یکدیگر قوچ یا گوسفند پرواری را قربانی می کنند و گوشتش را تقسیم می کنند و همچنین به دیدار بزرگترها و خانواده های شهداء می روند.
آداب و رسوم عروسی :
عروسی ها در روستا با صحنه های جالب و دیدنی باعث شادی افراد را فراهم می آورند که گرچه با رسومات قدیمی تفاوتهای زیادی کرده اما هنوز هم نشانه هائی از آن رسومات را می توان مشاهده کرد ، در روز اول جشن عروسی عده ای در منزل مشغول پذیرائی از میهمانانی که جهت خوردن شیرینی و دادن پول آمده اند می باشند و عد های هم در مکانی برای آماده ساختن مکان جشن سرگرم کارند، از بعد از شام روز اول که در مسجد میهمانان را پذیرائی می کنند مراسم عروسی شروع می شود و بعد از دادن هدایای نقدی به داماد ، داماد به سمت خانه عروس رفته و جشنی را به اتفاق هم برگزار می کنن که بعد از خروج داماد و دادن هدایا به عروس ، مراسم حنا بندان عروس را انجام می دهند ، از طرف خانواده عروس هم عده ای رهسپار سمت داماد می شوندو با سلام و صلوات می آیند تا مراسم حنا بندان داماد هم اجرا گردد ، در روز دوم عروسی از صبح میزبانان در مسجد در تدارک نهار هستند ، اما طبق رسم قدیمی که اکنون منسوخ شده داماد را سمت صبح به حمام می برند و با گرفتن مراسم شادی در حمام و دادن قند و شیرینی به صاحب حمام دوباره به خانه برمی گشتند، بعد از نهار که بسیار برای آن زحمت کشیده و گوشت گوسفند نرینه و روغن زرد محلی مزه دهنده ی آن بوده مراسم روز آخر عروسی برگزار می گردد که داماد بعد از کلی جشن و شادی به سمت خانه عروس خانم رفته و مدتی را در آنجا به جشن و شادی می پردازند و و داماد به اتفاق عروس از خانه ی پدری عروس خداحافظی کرده و پدر عروس هم بعد از دعای خیر به عروس و داماد تکه نانی را با پارچه ای به کمر عروس می بندد و از خانه خارج می شوند و بنا به گفته ی افرادی که از طالع سعد اطلاع دارند می گویند که مثلا ستاره امروز در سمت پائین است و همه به سمت پائین می روند و اصطلاحاً مراسم پرتاب نار که شامل انار و قند و سیب می باشد را اجرا می کنند که داماد آنها را به سمت مردمی که تجمع کرده اند پرتاب می کند و هر کسی که بتواند آنرا می گیرد، و بعد از این مراسم عروس و داماد به سمت منزل خودشان می روند که خانمها در آنجا هم ساعاتی را مراسم ویژه ای دارند ، داماد و میهمانان به خانه باجناق داماد می روند و از او هم طلب شیرینی کرده و مدتی را هم در آنجا با مراسمات خاص خود سپری می کنند . روز فردای عروسی هم زنها برای دیدن جهزیه عروی می روند و اصطلاحا مراسم پا تختی را اجرا می کنند ، و اینگونه دو زوج به خانه بخت رفته و زندگانیشان را در سایه دعای خیر پدر و مادر و بدرقه همسالان و اقوام شروع می کنند.
بازیهای محلی :
از بازیهای محلی می توان به بازی تسمه ، تیله بازی ، هفت سنگ، الک دولگ و ... می توان اشاره کرد که در کنار بازیهای محلی جوانترها به بازیهای فوتبال و والیبال و کشتی چوخه هم مشغول می شوند و معمولا هرساله مسابقاتی با عنوان جام نوروز برگزار می گردد.
اینجانب محمدمهدی خرم دل متولد 1359 ساکن روستای خرق فاروج می باشم، از زندگی در شهر به ستوه آمده و بعد از چند سال به روستای خود برگشتم و در کنار کارهای کشاورزی مغازه عکاسی و لوازم التحریر دارم ...